یه سفر دیگه به شمال
چند هفته پیش رفته بودیم شمال هوا بد نبود یه خورده سرد بود، توهم اونجا حسابی آتیش سوزوندی و کیف کردی از صبح که پا میشدی همه باهات بازی میکردن تا شب که میخواستی بخوابی حسابی راضی و خوشحال بودی
1) آشنایی من با پیشی
اینجا با پیشی فیس تو فیسم

تصمیم گرفتیم با هم دست بدیم و سلام علیک کنیم

بعد از قدری احوالپرسی پیشی توجه من و به سمت ظرف غذاش جلب کرد و گفت باید بره غذا بخوره

بای بای پیشیییییییییی

![]()
اینم بازار ماهی شهسوار

پایان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه سفر دیگه به شمال
